X
تبلیغات
زولا

جامعه‌ای که ادبیات مکتوب ندارد، در قیاس با جامعه‌ای که مهم‌ترین ابزار آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرف‌هایش را با دقت کمتر، غنای کمتر و وضوح کمتر بیان می‌کند. جامعه‌ای بی‌خبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، همچون جامعه‌ای از کرولال‌ها دچار زبان‌پریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتدایی‌اش مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت. این در مورد افراد نیز صدق می‌کند. آدمی که نمی‌خواند، یا کم می‌خواند یا فقط پرت‌وپلا می‌خواند، بی‌گمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف می‌زند اما اندک می‌گوید."چرا ادبیات؟"/ماریو بارگاس یوسا ترجمه: عبدالله کوثری


مهیار جانم، خوب سخن گفتن، موهبت بزرگی ست که گمانم  با بسیار خواندن و خوب شنیدن نصیب ات خواهد شد و شیوا نوشتن، هنر بزرگی ست که آن را نیز تنها از همین راه به دست خواهی آورد. چقدر قدرتمند اند آدم هایی که واژه ها را می شناسند و چقدر ثروتمند اند آن ها که کلمه ها و حرف ها و کاربرد آن ها را آموخته اند. پسر باهوشم، دلم می خواهد یک لغتنامه نفیس، به عنوان ارزشمندترین هدیه برایت بخرم؛  اما تو این روزها فقط نقاشی کتاب هایت را دوست داری و اصرار داری شکل ها را برایت توضیح بدهیم. عزیزکم، میان سطرهای کتاب گنج بزرگی پنهان است که آرزو می کنم، هر چه زودتر کشف اش کنی و تا همیشه از این گنج بی پایان لذت ببری! دردانه ام، بزرگترین الماس های دنیا همان شاهکارهای ادبی هستند که بعضی شان مثل دیوان حافظ و سعدی و مولوی ... در قفسه کتابخانه بزرگ شدن تو را انتظار می کشند تا به دست شان بیاوری و قطره قطره نوش جان کنی و کام ات را شیرین کنی! هنوز زیباترین قصه های چیره دست ترین نویسنده ها را نخوانده ای،هنوز شگفت انگیزترین داستان ها را از زبان بزرگترین راویان سخن نشنیده ای و روح انگیزترین اشعار عالم را زمزمه نکرده ای! 

زندگی سخت بی رحم و دشوار است اما در پناه شعر می توان این رنج را به سر برد، زود تر بزرگ شو پسرم!



«در پناه باده باید رنج  دوران را زخاطر برد؟

با فریب شعر باید زندگی را رنگ دیگر داد؟

در نوای ساز باید ناله های روح را گم کرد؟»

.....

- «جام اگر بشکست؟

ساز اگر بگسست؟

شعر اگر دیگر به دل ننشست؟»...

فریدون مشیری



تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 | 22:33 | نویسنده : ﺑﺎﺑﺎﻳﻲ | نظرات (0)